گوناگون

آموزش سنتی پاسخگوی نیازهای نوجوانان و جوانان امروز نیست

آموزش سنتی پاسخگوی نیازهای نوجوانان و جوانان امروز نیست

معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضاییه گفت: علی رغم همه زحماتی که بخش‌های مختلف در حوزه کاهش، کنترل و یا مقابله با آسیب‌ها می‌کشند ولی واقعیت امروز این است که آسیب نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه در ابعاد مختلف رو به افزایش است و تقریباً سر جمع آسیب های کشور روند رو به افزایش دارد.

به گزارش پارسینه و به نقل از   ایرنا، اصغر جهانگیر روز یکشنبه در نشست ستاد راهبری نظام مراقبت اجتمایعی دانش آموزان که با حضور علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش برگزار شد، افزود: آسیب‌های اجتماعی در ایران مانند سایر کشورها وجود دارد و در جایی ممکن است به دلایل خاص اقتصادی و سایر مواردی که به صورت تحمیلی بر کشور حاکم شده؛ افزایش پیدا کرده باشد.

جهانگیر سخنگوی قوه قضاییه در جلسه ستاد راهبری نظام مراقبت اجتماعی دانش آموزان: در دنیای امروز که جهانی پیچیده و پرشتاب است، ارائه علوم و مفاهیم آموزشی نیازمند روش‌های نوین و جذاب است. نگاه‌های سنتی به شیوه‌های آموزشی گذشته دیگر نمی‌تواند پاسخگوی نیازهای نوجوانان و جوانان امروز باشد. حضور ۹۰ دقیقه‌ای و پیوسته دانش‌آموزان در کلاس‌های سنتی، برای بسیاری از آن‌ها خسته‌کننده و حتی آزاردهنده است.

آموزش‌وپرورش در کنار توجه به آسیب‌های اجتماعی و رسیدگی به مسائل روحی، روانی و جسمی دانش‌آموزان، باید به بازنگری جدی در ساختارهای آموزشی نیز بپردازد. برای همگام شدن با تحولات جهانی، این نظام آموزشی باید به فناوری‌های نوین مجهز شود و با بهره‌گیری از مدل‌های جدید آموزشی که امروز در دنیا رواج یافته‌اند، مفهوم کلاس‌های دیجیتال را در بدنه آموزش‌وپرورش بازتولید کند.

امروز حتی کودکان سه یا چهار ساله نیز از تماشای محتوایی که با ریتم کند ارائه می‌شود، خسته می‌شوند؛ در حالی که در گذشته، فیلم‌های پرتحرک باعث خستگی مخاطبان می‌شد، چرا که درک آن‌ها از محتوای بصری پایین‌تر بود. افزایش ضریب هوشی کودکان، که تا حد زیادی ناشی از استفاده گسترده از فضای مجازی و اینترنت و نگاه حاکم بر جامعه امروز است، ضرورت تحول در شیوه‌های آموزشی را دوچندان می‌کند.

در این مسیر، آموزش‌وپرورش با تلاش‌های انجام‌شده در حوزه فناوری، به‌ویژه اقدامات جناب آقای دکتر کاظمی، گام‌های مهمی برداشته و قطعاً در آینده نیز قدم‌های بلندتری برخواهد داشت. با این حال، توصیه من این است که آموزش‌وپرورش در این حوزه پیش‌قدم‌تر باشد و برای خروج کلاس‌ها از حالت سنتی و طولانی‌مدت، ساختار آموزشی را به سمت کلاس‌های ترکیبی سوق دهد.

این کلاس‌ها می‌توانند ترکیبی از تدریس معلمان و برنامه‌های متنوع آموزشی باشند که دانش‌آموزان را با مفاهیم نو و دنیای جدید آشنا می‌کند. گنجاندن چنین برنامه‌هایی در تقویم آموزشی، نقش مؤثری در ایجاد فضای بانشاط در مدارس دارد و می‌تواند به کاهش آسیب‌های اجتماعی نیز کمک کند

مدل بهره‌گیری از همسالان برای الگوپذیری‌های مثبت و مفید در نظام آموزش ‌و پرورش نهادینه شود

جهانگیر سخنگوی قوه قضاییه در جلسه ستاد راهبری نظام مراقبت اجتماعی دانش آموزان: یکی از مهم‌ترین نکاتی که باید در آموزش کودکان مورد توجه قرار گیرد، این است که آن‌ها به‌شدت تقلیدپذیرند و بیش از هر چیز از همسالان خود الگو می‌گیرند. بسیاری از پیام‌ها و توصیه‌هایی که از سوی معلمان، مسئولان مدرسه و حتی والدین به کودکان منتقل می‌شود، در مقایسه با تأثیر رفتار و گفتار همسالان، اثرگذاری کمتری دارد.

از همین رو، اگر بتوانیم مفاهیم و پیام‌های مورد نظر را از طریق همسالان به کودکان منتقل کنیم و این ارتباط به‌صورت غیرمستقیم و درون‌گروهی شکل بگیرد، تأثیر آن بسیار ماندگارتر و در عین حال سریع‌تر خواهد بود. این روش می‌تواند نتایج ملموس‌تری نسبت به شیوه‌های مستقیم و دستوری به همراه داشته باشد.

با این حال، همچنان در نظام آموزشی از روش‌های سنتی استفاده می‌شود؛ روش‌هایی که مبتنی بر الگوپذیری در چارچوب نظام بزرگسال‌محور است، جایی که انتظار می‌رود کودک یا نوجوان صرفاً به دلیل جایگاه سنی، از بزرگ‌تر تبعیت کند و رفتار خود را بر اساس همان الگو تنظیم نماید.

امروز لازم است مدل بهره‌گیری از همسالان برای الگوپذیری‌های مثبت و مفید، به‌صورت جدی در نظام آموزش‌وپرورش نهادینه شود. بر همین اساس، باید نقش‌ها و مسئولیت‌های جدیدی برای کودکان، نوجوانان و جوانان در مدارس و مقاطع مختلف تعریف و طراحی شود تا آن‌ها با آمادگی لازم بتوانند در انتقال مفاهیم تربیتی و کمک به کاهش آسیب‌های اجتماعی نقش مؤثری ایفا کنند.

میزان وابستگی کودکان به مدرسه را افزایش دهیم 

اصولاً آن چیزی که امروز در دنیا کمک می‌کند آسیب‌ها را کاهش دهد ویژگی‌های مختلفی دارد که یکی ایجاد تعلق خاطر است، باید تلاش کنیم که تعلق خاطر بچه‌ها را به کلاس، مدرسه، معلم و حتی سرایدار مدرسه افزایش دهیم

یعنی تعلق خاطر به هر یک از این‌ها می‌تواند میزان حضور در مدرسه ماندن و عشق به مدرسه را افزایش دهد و به طور اتوماتیک بار روانی که ممکن است در جامعه و خانواده بر این بچه تحمیل می شود را کاهش  دهد.

میزان وابستگی بچه ها به مدرسه بسیار در کاهش بار روانی آنها بسیار تعیین کننده است، بچه‌هایی که در خانه ممکن است در کانون توجهات نباشند و بچه‌های آسیب دیده هستند، والد زندانی دارند یا طلاق گرفتند و بدون سرپرست ماندند، اینها به دلیل اینکه وابستگی ها و تعلقات خانوادگی آنها کاهش پیدا کرده در جایی باید جبران شود و آنجا  قطعاً می‌تواند مدرسه باشد.

اگر این اتفاق رخ دهد یعنی بچه‌ها از حضور در مدرسه احساس رضایت کنند این بخشی از مشکلات آسیب‌های اجتماعی را حل خواهد کرد امروز بچه‌های ما به مدرسه تعلق خاطر ندارند یا کم دارند دلیلش هم این است با یک روز تعطیلی میزان خوشحالی بچه ها را می توان درک کرد.

در حالی که باید تعطیلی بچه ها را ناراحت کند، چه اتفاقی افتاده که ما از تعطیلی دانشگاه، مدرسه و حتی اداره همه خوشحال می شوند، چون احساس تعلق خاطر به این محیط ها کم شده و این زمینه فرار از کار و سایر موارد را فراهم می‌کند.

 

جهانگیر: گاهی برآورده نشدن یک نیاز به ظاهر ساده، پیامدهای سنگین و جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت

با توجه به شرایطی که امروز بر جامعه حاکم است و مشکلات اقتصادی متعددی که مردم با آن مواجه‌اند، بسیاری از مسائل اجتماعی به‌شدت تحت تأثیر این فشارهای اقتصادی قرار گرفته است. این وضعیت نه‌تنها ابعاد مختلف زندگی اجتماعی، بلکه شیوه‌ها و کیفیت آموزش را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

از یک سو، معلمان به دلیل مشکلات معیشتی و فشارهای اقتصادی ممکن است انگیزه و توان لازم برای نقش‌آفرینی مؤثر در فرآیند آموزش را نداشته باشند یا این انگیزه در آن‌ها کاهش پیدا کند. از سوی دیگر، خودِ دانش‌آموزان نیز به‌واسطه شرایط اقتصادی خانواده، دچار بی‌انگیزگی، خستگی روحی و کاهش تمرکز می‌شوند. وقتی کودک احساس می‌کند خانواده‌اش حتی از تأمین نیازهای اولیه و جزئی او، مانند تهیه لباس یا کیف مناسب، ناتوان است، این احساس می‌تواند به‌تدریج انگیزه او برای ادامه تحصیل را از بین ببرد.

چنین شرایطی زمینه‌ساز افت تحصیلی، ترک تحصیل و در نهایت بازماندگی از آموزش می‌شود؛ مسئله‌ای که می‌تواند بستر بروز آسیب‌های اجتماعی بعدی را نیز فراهم کند. تجربه‌های عینی در این حوزه نشان می‌دهد که گاهی یک نیاز به ظاهر ساده، اگر برآورده نشود، پیامدهای سنگین و جبران‌ناپذیری به دنبال خواهد داشت.

به یاد دارم در یکی از بازدیدها از کانون اصلاح و تربیت، با نوجوانی ۱۲ یا ۱۳ ساله که به دلیل سرقت بازداشت شده بود، گفت‌وگو کردم. او سال‌ها قبل ترک تحصیل کرده بود. وقتی دلیل این موضوع را پرسیدم، گفت که پدرش برای او کیف مدرسه نخریده بود. تعریف می‌کرد که به همین دلیل تصمیم گرفته دیگر به مدرسه نرود و حتی پس از تهیه کیف نیز هرگز به تحصیل بازنگشته است.

این نوجوان در سنین پایین از فضای مدرسه جدا شده و به‌تدریج در کوچه و خیابان رها شده بود؛ مسیری که در نهایت به ارتکاب سرقت و گرفتار شدن در چرخه قانون انجامید. این نمونه به‌خوبی نشان می‌دهد که نادیده گرفتن نیازهای به‌ظاهر ساده کودکان می‌تواند به شکل‌گیری آسیب‌های عمیق اجتماعی منجر شود و آینده آن‌ها را به‌طور جدی تحت تأثیر قرار دهد.

علی‌رغم همه تلاش‌ها، آسیب‌های اجتماعی رو به افزایش است

آسیب‌های اجتماعی در ایران مانند سایر کشورها وجود دارد و در جایی ممکن است به دلایل خاص اقتصادی و سایر مواردی که به صورت تحمیلی بر کشور حاکم شده؛ افزایش پیدا کرده باشد.

 علی رغم همه زحماتی که بخش‌های مختلف در حوزه کاهش، کنترل و یا مقابله با آسیب‌ها می‌کشند ولی واقعیت امروز این است که آسیب نه تنها کاهش پیدا نکرده بلکه در ابعاد مختلف رو به افزایش است و تقریباً سر جمع آسیب های کشور روند رو به افزایش دارد.

این موضوع نشان می‌دهد که اقدامات انجام شده متناسب با سرعت آسیب‌ها حرکت نکرده و نتوانسته است موجب کنترل یا کاهش آسیب‌های اجتماعی شود.

آسیب‌های اجتماعی کلان کشور قطعاً به آموزش و پرورش هم سرازیر می‌شود.

مسائل دانش‌آموزی و نظام تعلیم و تربیت از آنجایی که کلیدی‌ترین و دوران طلایی رشد انسان‌ها در ۲۰ سال اول زندگی است، این دوران اصلی‌ترین زمان رشد و پرورش کودکان و نوجوانان است.

در این دوران کلیدی که انسان‌ها به شدت علاقه‌مند به یادگیری و دانستن هستند، اگر این علاقه به دانستن در جهت مطلوب هدایت شود، آموزش و پرورش به اهداف خود دست می‌یابد اما اگر نتوانیم این علاقه به دانستن و علم آموزی را به نحو درستی هدایت کنیم چه بسا دانستن به طرف انحرافات سیر خواهد کرد و نتیجه سمت و سوی کنجکاوی‌های منحرفانه مشکلات روحی و روانی و افسردگی است.

در نظام آموزش و پرورش آنچه مورد عنایت قرار می‌گیرد این است که این فضای علاقه به دانستن و علم به نحو صحیح هدایت شود و در کنار این بحث تولید عشق و علاقه که به عنوان هنر در جامعه متبلور می‌شود نیز شکل گیرد.

نوجوانان و کودکان در کنار اینکه علاقه دارند که محیط را شناسایی کنند علاقه دارند که زیبایی ها را با این محیط ببینند لذا دانستن بدون ترکیب زیبایی، زمین‌های احساس ناخوشایند را برای کودکان ایجاد می‌کند.

 

ارسال نظر

نمای روز

داغ

صفحه خبر - وب گردی

آخرین اخبار